دير زماني است که هم صحبت با خاکم من
   1   2   3      >

 


نشد ما يک نقل قول از مردان دولت نهم بخوانيم و از فرط گريه، خنده مان نگيرد. در مدت سه سال گذشته به اندازه 8 سال برق توليد شده است. اين را احمدي نژاد گفته. درست در روزهايي که مردم حداقل 2 ساعت در روز بي برقي را تجربه مي کنند، درست دو هفته بعد از مخابره شده خبري مبني بر فوت 7 نفر در بيمارستان شهداي تجريش بر اثر قطع برق، درست چند ماه بعد از آنکه مي شنويم کارگري در چاه به خاطر قطعي برق و نرسيدن هوا خفه شده، درست در اين روزها که مردم علارغم اين تورم کمرشکن گاها ناچار مي شوند که به خاطر خساراتي که به خاطر نوسانات برق به وسايل برقي شان مي خورد، هزينه اي را متقبل شوند. درست در همين روزها، رئيس دولت ؛ لابد به بهانه نزديک شدن هفته دولت،  اين راز مگو را فاش کرده که ما چقدر برق داريم و گاز توليد کرده ايم و ميزان سرمايه گذاري را تا 60 درصد رسانده ايم و وضعيت فولاد خوب است، سيمان بهتر است و چه و چه. عجب! آدم نمي داند قسم حضرت عباس را باور کند يا دم خروس را !


 


ايول الله. کلي خيالمان راحت شد. آدم بداند دارد و دلش قرص باشد کجا؛ ولي از سر نداري با شکم گرسنه سر روي زمين بگذارد کجا؟


 کاش زودتر مي گفتي. ديگر چيزي نمانده بود پاک عقده اي بشويم و جدي و جدي باورمان بشود که گودي پاي چشمانمان از نداري است. حالا آدم داشته باشد، ولي کنار بخاري يخ بزند، و زير کولر خاموش، از گرما گر بگيرد يک بحث ديگري است. بالاخره آدم بايد ياد بگيرد صرفه جويي کند براي روز مبادا.


ما تازه ملتفت شديم رئيس! اصلا اينکه خانه گران شده، براي اين است که کلاس دارد آدم توي خانه گران زندگي کند وگرنه گراني مصالح ساختماني هيچ ارتباطي به اين مسئله ندارد. اصلا چه معني دارد هر ننه قمري که از جايش بلند شد، چند متر زمين از خودش داشته باشد براي زندگي؟ اينکه برق مي رود و فشار گاز هم کم مي شود براي اين است که خلق الله قدر نعمتي را که دارند، بدانند. وگرنه ما به کوري چشم استکبار جهاني آنقدر از اين ذخاير داريم که مي توانيم به هر کشور بدبخت و فلک زده اي هم کمک کنيم که مي کنيم.


 اين جناب حجت، مديرعامل شرکت مديريت شبکه برق کشور، هم براي خودش مي گويد که زيان ناشي از خاموشي 100 برابر قيمت برق است. من واقعا نمي دانم تو اين جور آدم ها را چطور داري توي بدنه دولت تحمل مي کني.


حالا اينکه هنگام قطع برق، چراغ هاي معابر و چراغ راهنماي چهارراه ها هم خاموش مي شود که بشود. آقا ما مسلمانيم. کلي اخلاق سرمان مي شود. يعني نمي توانيم دو ساعت بدون علامت قرمز و سبز چراغ راهنما، حق هم را رعايت کنيم. آقا اين شايعه ها همه اش از استکبار جهاني آب مي خورد. دو ساعت توي تاريکي محض باشيم؛ نمي ميريم که. چند نفر هم پايشان رفت توي چاله چوله هاي معابر که رفت، آدمي زاد است ديگر. در خسران!


آقا دمتان گرم ما از کرامات شما حسابي مدير شده ايم. خودمان نمي دانستيم و اصلا فکرش را هم نمي کرديم که اينقدر استعداد مديريت داشته باشيم. تقصير ما نيست. شکوفا شدن استعداد زمينه مي خواهد که شما زحمتش را کشيديد.


 خوابش را هم نمي ديديم که بشود يک روز مديريت کنيم. آن هم مدير اين همه چيز. بنزين و برق و گاز و برنج و چاي و خيلي چيزهاي ديگر هم. تازه نمي داني مديريت آب چه عالمي دارد. آخر وقتي طبقه چهارم يک آپارتمان در حوالي شهريار زندگي کني و آب به زور پمپ تا طبقه چهارم  بيايد بالا. آنوقت برق که مي رود، آب نداري؛ برق هم که مي آيد، پشت بندش آب مي رود. شده 12 ساعت آب نداشته ايم ولي مديريتش کرده ايم.


خب ديگر! به قول شاعر گفتني، هنر نزد ايرانيان است و بس.


نوشته شده در  يکشنبه 3/6/1387ساعت  9:36 عصر  توسط منصوره 
  نظرات ديگران()

 


وقتي هوس آپلود کردن به سرت بزند ولي حرفت نيايد، شايد ياد آرشيو عکسهايت بيافتي و فکر کني بد نيست که چند تايي را با دوستان به اشتراک بگذاري.


اميدوارم همه شان دانلود شوند. دست پخت خودم هستند. عکسهايي از طبيعت تهران و با دوربين 2 مگا پيکسل


 


 


 


published by mysoushians.parsiblog.com


 


 


published by mysoushians.parsiblog.com


 


 


published by mysoushians.parsiblog.com


 


 


published by mysoushians.parsiblog.com


 


 

published by mysoushians.parsiblog.com
نوشته شده در  شنبه 2/6/1387ساعت  1:46 عصر  توسط منصوره 
  نظرات ديگران()

   1   2   3      >
ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[3/6/1387- 9:36 ع] هنر نزد خودمان است. جاي ديگر دنبالش نگرد!
[2/6/1387- 1:46 ع] عکس ( اندکي گل و چمن!)
[28/5/1387- 9:54 ع] احساس بيهودگي
[16/5/1387- 7:3 ع] نقدي بر نقدي ( کمپين برابري خواه)
[14/5/1387- 1:1 ع] بدون عنوان
[6/5/1387- 9:41 ع] اندوهم چهل روزه شد
[آرشيو شده ها]